سایت شماره یک:

زبان انگلیسی اگر چه زبانی با بیشترین تعداد متکلمان بومی یا اولین زبان بشری نیست، اما به اصطلاح یک زبان بین المللی (lingua franca) است. لینگوفرانکه به عنوان زبانی تعریف می شود که بین دو گوینده که زبان مادریشان با هم فرق دارد برای ایجاد ارتباط به کار می رود. دیوید گِرَجل با اشاره به اینکه زبان اسپانیایی در آمریکا رشد و رواج سریعتری دارد، به طوری که در ایالات شمالی و جنوبی در حال رشد و رواج است و نیز به ویژه در توافقات تجاری به کار می رود، معتقد است در آینده ای قابل پیش بینی سراسر آمریکا منطقه ای دو زبانه (امریکایی اسپانیایی) می شود. گرجل معتقد است که در آینده نزدیک شرکت های هواپیمایی آسیایی نیمی از  پروازهای دنیا را برعهده خواهند داشت و بعید نیست در چنین شرایطی یک زبان منطقه ای، مثلا زبان چینی به عنوان لینگوفرانکه کار کند. به هر حال آنچه واضح است این است که به زودی در دنیا از قدرت انگلیسی به عنوان زبان برتر کاسته خواهد شد. نمی توان صد در صد با آراء گرجل موافق بود، اما با کمی تعمق در باب نظرات او می توان تا حدی گفته های او را تصدیق کرد. البته بعید است که جایگاه انگلیسی کمرنگ و ناچیز شود، اما به هر حال در هر منطقه ای زبان های دیگری هم هستند که بسته به موقعیت و قدرت کشورشان در امور بین الملل قد علم میکنند.

مثلا در همین ایران ما، زبان عربی بسیار حائز اهیمت است ولی ممکن است در کشورهای دیگر از درجه اهمیت صفر برخوردار باشد یا مثلا در آمریکا، اسپانیایی مهم ترین و رایج ترین زبان دوم است حال آنکه در کشور ما زبان هفتم هم تلقی نمی شود.

منظور ما این است که جایگاه زبان های دیگر را انواعی از مسائل اعم از روابط دیپلماتیک و اقتصادی و فرهنگی رقم می زنند. اگر بخواهیم حرف گرجل را جور دیگر تفسیر کنیم، می توان گفت که در آینده نزدیک و حتی همین حالا، انگلیسی یکه تازی خود را از دست داده و می دهد اما نه به این مفهوم که از درجه اهیمت آن کم شود، بلکه هنوز و بعدها هم همان جایگاه را دارد لکن کم کم سایه زبان سوم و حتی چهارم را هم در نزدیکی های خود احساس می کند که البته همان طور که گفتیم نوع زبان سوم وچهارم در بیشتر کشورها مختلف و بسته به موقعیت آن کشور است.

رشد تکنولوژی دلیلی برای کاهش ضرورت یادگیری زبان؟

تکنولوژی آن قدر به سرعت در حال رشد و توسعه است که اکنون دو نفر که زبان بومی مختلف دارند با در دست داشتن تلفن همراه خود که برنامه مخصوص دارد، می توانند با هم مکالمه کنند اما حتی اگر صد ره از این پیشرفته تر هم اتفاق بیفتد، باز هم انسان ها برای برقراری ارتباطی عمیق و عاطفی مجبورند زبان یاد بگیرند. پس هیچ گاه جایگاه زبان بی رنگ نخواهد شد.

روزانه چقدر زمان بران یادگیری زبان انگلیسی نیاز است؟

به یاد داشته باشید اگر می خواهید زبان انگلیسی را فرا بگیرید پیش شرط آن، تلاش و همت شما است. بارها شده که در تلویزیون می بینیم که مردم در پاسخ به این پرسش گزارشگران که "در روز چقدر ورزش یا مطالعه می کنید"، نبود وقت را مانعی بر سر راه می دانند. سوالی که در برخورد با این دسته افراد می توان پرسید این است: انصافا در روز چند ساعت ما صرف کارهای بیهوده یا بی ثمر می شود؟

روزانه نیم ساعت با تمرکز کامل به آموزش زبان انگلیسی، خیلی وقت گیر است؟ حتی انسان های چند شغله و پرمشغله هم می توانند در اتوبوس و ماشین و قبل از خواب و خلاصه هر جای دیگر، با مدیریت زمان به مطالعه بپردازند. اگر چند ماه از وقت خود درست استفاده کنید، این بهره وری از زمان را درونی می کنید و آن وقت می توانید سخت ترین کارها را انجام دهید، زبان که جای خود دارد!

تلف کردن زمان دشمن یادگیری زبان!

یکی از عادات بد ما این است که مدام دفع الوقت می کنیم. نمود این حرف را می توان به وضوح در رفتار دانش آموزان و دانشجویان دید. حتما بارها  با خود قرار گذاشته اید که مثلا از هفته بعد هر روز زبان یا درس دیگری بخوانید، اما هفته بعد می رسد و باز دفع الوقت می کنید. این زمان گذاشتن ها و تاخیر قائل شدن ها هیچ نتیجه مثبتی ندارد. همین حالا شروع کنید. مورد مهم دیگر را می توان مدیریت بحران زمان نامید.

آموزش زبان

دقیقا اینجاست که تفاوت انسان های بزرگ با دیگران مشخص می شود. اگر دوست دارید منتظر بمانید تا یک روز خلوت و بی دغدغه برسد و بتوانید صبح تا شب مطالعه کنید قطعا آن روز به زودی فرا می رسد، اما مگر می توان همیشه به مراد دل خود زندگی کرد و روزهای آرامی داشت؟ در زندگی پستی و بلندی های بسیاری اتفاق می افتد. همین جا است که باید همت خود را نشان دهید و از آب گل آلود شاه ماهی صید کنید. شما می توانید ده ها کار در طول روز انجام دهید و در کنار آن ها به عشق و علاقه خود بپردازید، مثلا زمانی که در اتوبوس یا تاکسی نشسته اید به جای گوش دادن  حرف های کلیشه ای و بی فایده مسافران و رانندگان، کتاب یا دفتر خود را در بیاورید و شروع به خواندن کنید.

کلام آخر

نسل امروز ما به دلایلی چند، به ورطه مدرک گرایی صرف فرو افتاده اند و استفاده منفی از تکنولوزی وقتشان را پر کرده و مجالی و حالی برای امور دیگر نگذاشته است، اما به هر حال سیستم اشتباه آموزش زبان هم مزید بر علت شده تا شاهد این باشیم که در میان افراد نسل های دهده 60 و 70 ما تنها معدودی از آن ها، کم و بیش با مهارت های زبان انگلیسی، آشنا هستند و اگر زودتر به فکر نیفتیم، نسل های دهه 80 و 90 هم راه آنها را ادامه خواهند داد.

تگ های مرتبط
ارسال نظر