سایت شماره یک:

 

فلاحی ، پژوهشگر رسانه معتقد است یک نوع بی اطلاعی و اجبار هژمونیک در فضای مجازی جریان دارد  و به همین دلیل خود به شکل گیری این فضا کمک می کند ، حسینی نژاد ، مدرس دانشگاه در حوزه رسانه هم تاکید دارد در چنین شرایط برای تهاجم ترکیبی علیه دشمن به یک قرارگاه فرماندهی نیاز داریم. 

در سال های اخیر با پررنگ شدن فضای مجازی ، بخش بزرگی از جنگ دشمن علیه انقلاب اسلامی در این فضا متمرکز شده است . دشمن در این فضا با سیاه نمایی از گذشته و آینده جمهوری اسلامی ، تحریف و وارونمایی وقایع ، ایجاد شبهه و تردید در افکار عمومی جامعه ، تلاش برای تغییر سبک زندگی خانواده ها ، تطهیر رژیم پهلوی ، بزک کردن امریکا و مقصر نمایی انقلاب اسلامی در بستر چالش های اقتصادی به ایجاد جنگ روانی پرداخته است. همچنین آشوبگری و ایجاد تشتت اجتماعی در راستای براندازی نیز از جمله اقدامات عملی مترتب بر فضای مجازی توسط دشمن بود. بر اساس این رفتار دشمن ، آنچه که در این فضا  برای جمهوری اسلامی اهمیت حیاتی دارد ، جهاد تبیین برای آشکار نمودن واقعیات است . در این راستا و برای خنثی سازی برنامه دشمن باید بر پایه استراتژی تهاجم ترکیبی ، همزمان هم فعالانه و کنشی در برابر نبرد دشمن صف آرایی کرد و هم هجوم دشمن در عرصه های مختلف جلوگیری و  از قدرت نرم نظام اسلامی دفاع کرد.

امروزه هجمه دشمن در سطوح جنگ های اقتصادی ، دیپلماتیک و فرهنگی قابل رصد است و جمهوری اسلامی هم بایستی از همین مجرا به دشمن ضربه وارد کند . از این رو برنامه « امواج شبهه » که به همت سرویس سیاسی خبرگزاری ایرنا ، فرهنگسرای اندیشه  و رادیو گفت وگو برگزار شد ، دکتر علی فلاحی ، استاد دانشگاه و کارشناس رسانه و سسد محمد حسینی نژاد ، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه رسانه درباره رفتار شناسی دشمن در میدان نبرد فضای مجازی و لزوم تهاجم ترکیبی علیه دشمن گفتگو کردند .

* رفتار رسانه ای بلوک غرب همچون شیطان است

** آقای حسینی نژاد ، شکل جنگ تغییر کرده است .همزمان با جنگ سخت که نمونه آن را در اوکراین می بینیم ، یک نوع ترکیبی از نبرد به راه افتاده است که مبتنی بر ذهن و اندیشه افراد است یعنی اذهان جامعه را درگیر خود می کند و یک تصویر و روایت از رویدادهای گوناگون می سازد. شما رفتار دشمن در این فضا را چگونه ارزیابی می کنید؟

موضوع نخست در جنگ روایت ها این است که این موضوع تازگی ندارد یعنی از صدر اسلام اتقاقات متعددی بر وجود این جنگ دلالت دارد. به عنوان مثال در حادثه کربلا ،  رشادت های امام حسین (ع) جنگ فیزیکی بود اما اگر تبیین ارزش های این نبرد توسط حضرت زینب (س) صورت نمی گرفت تمام مقاومت ها و رشادت ها از بین می رفت. درواقع شبیخون و تلاش دشمن در میدان نبرد نرم ، بیشینه طولانی دارد .

کار اصلی دشمن به خصوص در فضای مجازی بر دو تفاوت عمده این فضا با رسانه های دیگر مانند ماهواره استوار است .یکی از این تفاوت ها ، ایجاد تلنگر در شبکه های اجتماعی و مجازی است. به عنوان مثال فرو کردن سوزن در بدن یک نفر موجب درد آنی و کوتاه مدت می شود اما  با مدوامت در در این کار ، آن فرد از پای در می آید . روش رسانه های مجازی هم این گونه است. زمانی که کاربر فضای مجازی یک پست مسموم را می بیند ، در حد یک بار سوزن زدن تحت تاثیر قرار می گیرد اما در صورتی که روزها و ماه ها با این تلنگرهای مسموم عجین باشد ، به مرور زمان از راه خود منحرف می شود. در واقع رسانه ها در فضای مجازی به صورت آهسته ذهن مخاطب را تسخیر می کنند.

جا دارد در این بخش برنامه به فرمایش امام خمینی (ره) درباره بلوک غرب اشاره کنم.ایشان می فرمایند " امریکا شیطان بزرگ است " ، خیلی از افراد این گفتار را از دیدگاه سیاسی تحلیل می کنند اما من به عنوان یک طلبه نگاه معرفتی به این جمله دارم. با توجه به این که مدتهاست در زمینه مولفه های شیطانی بلوک غرب به ویژه امریکا پژوهش می کنم ، دقیقا مولفه هایی که شیطان برای گمراهی انسان به کار می گیرد ، توسط نظام سلطه غرب استفاده می شود. یکی از حربه های شیطان برای انحراف این است که آرام آرام افراد را به گناه وا می دارد. درواقع هیچ گاه یکباره افراد را به گناه دعوت نمی کند و به مرکر زمان با بی اهمیت جلوه دادن کار نیک ، فرد را به گناه می کشاند. بلوک غرب در فضای مجازی همین شیوه را در پیش گرفته و آهسته ما را از باورهای خود دور می کند‌.

* کاربر فضای مجازی در اجبار هژمونیک قرار دارد

** آقای فلاحی ، گاهی تاثیر یک خبر یا محتوایی که در فضای مجازی منتشر می شود از یک بمب و موشک بیشتر است ، دقیقا به همین دلیل شبکه های معاند بر فضای مجازی متمرکز شده اند و تلاش کرده اند روایتشان دست بالاتری نسبت به روایت ما داسته باشد .شما این رفتار رسانه ای را چگونه تحلیل می کنید؟

زمانی نوع مدیریت فضای مجازی را بهتر درک می کنیم که به رسانه های کلاسیک توجه بیشتری داشته باشیم. رسانه های کلاسیک مانند تلویزیون جنبه مونولوگ دارند ، از آنجایی که این رسانه ها شناسنامه دارند ، موضوع سندیت خبر اهمیت بسیار زیادی دارد و از پرستیژ و اعتبار اجتماعی خاصی برخوردارند که اجازه ندارند هر خبری را با هر کیفیتی منتشر کنند ، بنابراین محدودیت هایی در رسانه های کلاسیک وجود دارد که در فضای مجازی برداشته می شود.

نگران کننده ترین بحث درباره فضای مجازی این است که به ظاهر بدون متولی است یعنی نهاد یا فردی که بر رفتار کاربر نظارت و او را هدایت کند وحود ندارد ، به همین دلیل کاربر خود را کنشگر می داند و در خلق آن فضا خود را سهیم می داند و همدلی بیشتری دارد. از آنجایی که یک نوع بی اطلاعی و اجبار هژمونیک در فضای مجازی وجود دارد یعنی کاربر نمی داند که تحت یک اجبار فکری است بنابراین خود بخشی از آن مجموعه و فضا می شود و به شکل گیری آن کمک می کند.

خطر این فضا به این جهت است که مردم یک کشور ، کابر و سرباز مجازی اندیشه کشور دیگر می شوند و در سطوح مختلف تخریب هایی با درجه آسیب متفاوت ایجاد می کند. این تخریب ها را می توان در کمپین ها و هشتگ گذاری مشاهده کرد و در سطوح عمیق تر شاهد تغییرات ارزشی و نگرشی در میان همدلی کاربران هستیم. می توان این موضوع را با جنگ سخت و نظامی مقایسه کرد . در جنگ نرم ، دشمن از مرزهای فرهنگی عبور کرده است و در خانه شما با شما می جنگند ، از این رو ویرانی بسیار گسترده است. شاید این گونه به نظر برسد که همانند جنگ سخت بتوان با از بین بردن ابزارهای دشمن که در اینجا محدودسازی و از بین بردن زیرساخت هاست ، متخاسم را از خانه بیرون کرد اما با گستردگی تکنولوژی در جهان  ، روابط و شبکه های اجتماعی ، عملا نگاه سخت افزاری ، بستن و حذف مسیر دشمن ، مقدور نیست و ممکن است منجر به خسارت های بیشتری شود .

* مسئولان فرهنگی باید بپذیرند که در جنگ هستیم

** آقای حسینی نژاد ، همان طور که گفته شد شبکه های مجازی نه تنها مفهوم مورد نظر خود را به مخاطب القا می کنند بلکه بخشی از جامعه را درگیر تولید محتوا می کنند ؛ چیزی که به آن شهروند خبرنگار می گویند. موضوع دوم عبور از مرز است ، زمانی که یک سرباز می خواهد از مرزهای جغرافیایی سرزمینی وارد می شود ، مرزبانی و ماموران امنیتی مانع می شوند اما موضوع این است که یک جنگ بین روایت ها رخ می دهد یعنی نوع جنگ تغییر کرده است  پس باید نوع ایستادگی ما هم تغییر کند .در شرایطی که نمی توان مرزها را بست ، باید ایمنی را افزایش داد ، از نظر شما این کار چگونه ممکن است؟ برای چیره شدن بر جنگ روایت ها چه پتانسیلی داریم ؟

از آنجایی که در حوزه کامپیوتر تحصیلات داشته ام عمده تحقیقاتم در سال های اخیر پیرامون فضای مجازی بوده است اگر به دو طرف جنگ روایت ها توجه داشته باشیم ، به راحتی ادامه مسیر را طی خواهیم کرد. در جنگ ابتدایی ترین کار یارگیری است و ما در همین گام نخست چالش اساسی داریم. موضوع مهم این است که مسئولان به ویژه بخش فرهنگی ، بپذیرند که اکنون در وضعیت جنگ قرار داریم . از سوی دیگر مشکل موجود این است که مراکز فرهنگی نیروهای خود را نمی شناسند تا یارگیری کنند و مسئولیت هر یک را تعیین کنند. متاسفانه مجموعه های فرهنگی که متولی و مسئول تبلیغ در فضای مجازی هستند ، به دلیل تعدد ، به صورت جزیره ای کار می کنند ، زمانی که انجام امور جداگانه باشد ، هر چقدر تعداد جزیره ها هم زیاد باشد نتیجه مطلوب حاصل نمی شود . در حال حاضر نیروی خوب  جهادی که در فضای مجازی فعالیت کنند کم نداریم اما هیچ یک از آنها در یک مجموعه و به صورت یکپارچه فعالیت نمی کنند. مجموعه های دولتی نباید به صورت مستقیم به مقوله تولید محتوا و تبیین وارد شوند . در واقع ما نایزمند یک قرار پگاه یکسان و واحد هستیم که دیگر سازمان ها و افراد زیر چتر آن و بر اساس نقشه و طرح تدوین شده عمل کنند .

* لزوم تشکیل قرارگاه فرهنگی در کشور

** تشکیل این قرارگاه ها به عهده چه بخشی از نظام است ؟

حسینی نژاد : نهادهای حاکمیتی باید این قرارگاه را ایجاد کنند چرا که آنها در جریان چالش ها و مشکلات کشور در سطح کلان هستند . به عنوان مثال چندی است مقام معظم رهبری در باره ازدیاد جمعیت سخن می گویند ، شاید بسیاری از افراد اهمیت این موضوع را درک نکنند اما مقام معظم رهبری به دلیل نگاه کلان به مسائل و امور مملکت ، آگاه تر از دیگران هستند .

از نظر من نهاد حاکمیتی فقط باید به نظارت بپردازد  یعنی به باور من در بحث های فرهنگی ، منابع مالی نباید از طریق بیت المال تامین شود ، بلکه گروه های مختلف باید به صورت خودجوش موضوع درآمد و هزینه را پیش ببرند و به فعالیت جهادی خود بپردازند. بنابراین قرارگاه فرهنگی باید به دنبال هدایت و نظار باشد و تلاش کند قوانین دست و پاگیر که گروه های فرهنگی را از بین می برد، را ساماندهی کند.

* رخنه فتنه گران در مطالبات به حق مردم

** آقای فلاحی ، باید با شما مصداقی تر صحبت کنیم چرا که این روش گفتگو هم در تبیین بسیار موثر است  و هم در تصمیم گیری برای تهاجم ترکیبی . به شکل مصداقی بفرمایید رسانه های بیگانه با ما چه می کنند؟

فعالیت ها در سطوح مختلف صورت می گیرد . برخی مواقع جامعه نخبگانی مورد هدف قرار می گیرد و یک سطح از برنامه به صورت محدود ، فقط برای این قشر تولید می شود . از جمله آنها می توان به نواندیشی دینی ،  باز اندیشی دینی و روشنفکری دینی که به نوعی روایت رقیب از اسلام است اشاره کرد. گرچه این القای عقاید در سطح مردم نیست اما به دلیل جایگاه و نقش نخبگان در جامعه ، خواسته یا ناخواسته اذهان عمومی تحت تاثیر دیدگاه آنها قرار می گیرند.

گاهی فعالیت ها در سطح جنبش های اجتماعی است و در برخی مواقع ، کنش های صنفی را کاملا از مدار و مسیر خود منحرف می کنند. به طور مثال ، این رسانه ها در بین کارگران یا فرهنگیان که به دلیل وضعیت معیشتی خود اعتراض بر حقی دارند یا  در میان مردم بخشی از ایران که مطالبات آبی دارند وارد می شوند و خواسته ها را جابه جا می کنند یعنی ممکن است در میان جمعیتی از فرهنگیان که خواهان افزایش حقوق خود هستند ، پلاکاردهایی با شعار سیاسی مانند حقوق بشر و ... دیده شود که اساسا ارتباطی به این اعتراض ندارد.  مشابه این اتفاق در مطالبات خوزستان دیده می شود که مسائل قومی و نژادی کشیده شده  است یعنی دشمن از  ظرفیت های قومی برای تقابل علیه نظام استفاده می شود .

در سطح دیگر فعالیت ها ، این افراد تلاش می کنند نظام ارزشی شما را دگرگون کنند ، مانند جابه جا کردن نقش مادر در خانواده ،  تحریف جایگاه زن در جامعه و کاهش ارزش فرزندآوری . از آنجایی که ارزش ها و هنجارها قوام اجتماع هستند و اجزای جامعه را پیوند می دهند ، سست شدن آن موجب کاهش استحکام جامعه می گردد.

* باید بر اساس فطرت و عقل مردم عمل کنیم

** آقای حسنی نژاد تهاجم ترکیبی مدنظر مقام معظم رهبری فراخوانی است که تنها متوجه رسانه ها نیست ، در واقع گستره بزرگتری از مسئولین تا نظام دارد. سوال این است که در شرایطی که طرف مقابل از امکانات و مردم کشور ما در جهت انتقال مفاهیم خود بهره می برد، چه کنیم که مردم وارد این کارزار شوند و دامنه فراخوان رهبری به همه مردم گسترش یابد؟

در گام نخست باید ببینیم چه داریم و قدم بعدی چگونه ایرادات خود را برطرف کنیم. در ابتدا باید بدانیم ما موفقیت های بسیار زیادی داشته ایم که در برخی موارد مغفول مانده است.به عنوان مثال ، در روزهای کرونا ، در برخی کشورها شاهد سرقت ماسک و هجوم مردم به فروشگاه های مواد غذایی و بهداشتی بودیم و افول کشورهای غربی و پوشالی بودن آنها را دیدیم. در مقابل جنبشی در داخل کشور به راه افتاد که وظیفه آن کمک به دیگران بود. همچنین در بلایای طبیعی بارها شاهد کمک های مردم به هم بوده ایم. این یک پتانسیل فوق العاده است که بستر اصلی آن در رسانه ها و فضای مجازی ایجاد شد. درواقع حساسیتی که در بخش فطرت ایجاد شد، عواطف ایرانیان را برانگیخت و منجر به چنین همدلی بی نظیری شد . در  خارج از مرزهای ایران ، در کشورهایی چون عراق ، لبنان و یمن ، ایرانیان و جمهوری اسلامی از محبوبیت بالایی برخوردارند‌ . همینطور مدتی پیش در هند شاهد برخورد و اعتراض مردم با شخصی بودیم که به عکس سردار سلیمانی اهانت کرده بود. باید دید این همدلی و محبوبیت از کجا می آید  و چه الگوها و روش هایی به کار رفته است تا بتوان آن را به سایر بخش ها تسری دارد. در واقع پیروزی ما زمانی بوده است که بر اساس فطرت و عقل مردم کار کرده ایم و اگر بخواهیم سطحی و بدون تحلیل کار کنیم جبهه را باخته ایم چرا که روش رقیب ما سطحی کار کردن است.

برنامه « امواج شبهه» که گفتگوی تخصصی پیرامون ماهیت شناسی رسانه های معاند فارسی زبان است ، روزهای یکشنبه و سه شنبه ساعت 16 به مدت 60 دقیقه به روی آنتن این شبکه به نشانی موج اف ام ردیف 103.5 مگاهرتز می رود  و در این قسمت به رفتار شناسی دشمن در میدان نبرد فضای مجازی و لزوم تهاجم ترکیبی علیه دشمن پرداخت .

این برنامه به تهیه کنندگی سیده فاطمه شعار، هماهنگی گیسو جعفرزاده، آیتم سازی بی بی الهه مصطفوی ، گویندگی فاطمه عباسی و با کارشناسی و اجرای مصطفی صادقی تقدیم مخاطبان می شود.

تگ های مرتبط
ارسال نظر