همسر میلاد میداوودی گفت :زندگی افراد شبیه به ما در ظاهر قشنگ است و بیشتر از زیبا بودن دشوار است.صحبت های خواندنی پگاه مهاجرانی، همسر میلاد میداوودی را در ادامه می‌خوانید.

زندگی به ظاهر قشنگ میلاد میداوودی
سایت شماره یک:

قطعا استقلالی هستم. زمانی که با میلاد آشنا شدم طرفدار فوتبال و تیم استقلال شدم و قبل از آن هرگز بازی ها را دنبال نمی کردم.

حرفه میلاد ما را از لذت زندگی زناشویی محروم کرد

من و اقای میداوودی در سن هفده-هیجده سالگی باهمدیگر ازدواج کردیم.درست زمانی که یک زن و شوهر جوان می توانند از زندگی زناشویی خود لذت ببرند ما به دلیل حرفه میلاد از آن لذت محروم شدیم.تمام زندگی ما به اردوهای یک ماهه و دوهفته ای تیم ملی و باشگاهی ختم میشد.در کل چیزی از زندگی مشترک نفهمیدیم.زمانی که فوتبال بازیکنان هم تمام می شود دنبال مربیگری می روند و این داستان همچنان ادامه دارد. مثلا شب یلدا،سال تحویل یا هر مناسبت دیگری دوست داری که همسرت کنارت باشد اما نیست این موضوع برایم خیلی سخت است.هرکس که مارا میبیند میگوید که این ها چه زندگی ایده الی دارند خوش به حال شان اما واقعیت این است زندگی افراد شبیه به ما در ظاهر قشنگ است و بیشتر از زیبا بودن بیشتر دشوار است.

میلاد استرس قبل، بعد بازی را وارد زندگی ما نمیکرد

استرس قبل و بعد از بازی که یک موضوع طبیعی است اما میلاد تا جایی که امکان داشت سعی می کرد که این استرس را وارد زندگی مشترک مان نکند.اما زمان دربی بدلیل اینکه بازی مهم و بسیار حساسی بود بیشتر اقوام و دوستان ما به خانهمان می آمدند.پدر میلاد پرسپولیسی است،آنها همیشه باهم کری میخوانند.دخترما آمتیس از دو سالگی تحت تاثیر دربی بوده تا کل کل کند و کری بخواند.الان که 10 سال دارد زمانی که لیگ شروع نشده بود،داشت بازی ها را چک میکردو به من می گفت مامان هفته چهارم دربی است.او به طرز باور نکردنی دربی برایش اهمیت دارد.

با برد استقلال خوشحال و باختش ناراحت میشدم

حضور ذهن ندارم اما میلاد موفق شده دوبار در دربی گل بزند و این اتفاق یک حس فوق العاده خوب است.اما امان از روزی که بد بازی میکردند و استقلال نتیجه نمیگرفت.در کل می توانم بگویم با برد استقلال خوشحال و با باخت آن ناراحت می شدم.

با همسر حسین ماهینی و محسن بنگر صمیمی هستم

با خانم محسن بنگر و حسین ماهینی ارتباط خیلی خوبی دارم.آنها پرسپولیسی و من هم استقلالی هستم. بعضی وقت ها باهمدیگر به شوخی هم کری می خوانیم.به‌نظرم دیدن دربی در کنار آنها خیلی قشنگ است.

دخترم گفت از ایران برویم

زمانی که میلاد در الاهلی امارات بازی میکرد برای تماشای تمامی بازی ها به استادیوم می رفتم. دیدن فوتبال از نزدیک خیلی لذت بخش تر از دیدن آن از تلوزیون است.متاسفانه در کشور ما این اجازه وجود ندارد و هنوز دلیل آن را هم نمیدانم.زمانی که کسی به یک ورزش علاقه دارد بدون شک دوست دارد مسابقات را از نزدیک تماشا کند و لذت ببرد.با وجود اینکه همیشه کشورهای عربی را متعصب معرفی کردند اما  حالا میبینیم که آنها اجازه هایی را داشتند که ما هنوز نداریم.خودم به شدت با قانون عدم حضور زنان در استادیوم مخالفم و دوست دارم که زن ها بتوانند برای تماشای بازی ها به استادیوم بروند.دختربزرگم که الان 10 ساله است زمانی که قصد داشت برای دیدن دربی به ورزشگاه برود به او اجازه ورود ندادند چون آمیتیس اجازه ورود به استادیوم را پیدا نکرد یک هفته مریض شده بود به من گفت: مامان میخواهم ایران را ترک کنم،چون نمیتوانم برای دیدن بازی پدرم به ورزشگاه بروم.امیدوارم که هرچه زودتر این مشکل برطرف شود و زنان هم بتوانند از این حق طبیعی خود استفاده کنند.

 

ارسال نظر